|
|
|
|
|
به این دلیل که: - ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟! - یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم. - با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟ - برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم و دعا می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم. - از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!! - توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟ - در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟! - اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند - در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست - کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟! - همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 21:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
خری آمد به سوی مادر خویش |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 0:41 توسط
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 22:36 توسط
|
|
|||||
|
|
|
|
|
وقتی یک غلامحسین زاده خالی میبندد سقف ترک میرود پس برای جلوگیری از تحمیل هزینه گزاف عمله و بنا به ادارات وموسسات و بنگاههای زودبازده زودسوز و گازسوز در انواع پلاک شخصی با خط تیره یا با خط آژان ژیان بربری و شکلاتی با طعم انبه و کله پاچه و غیره من حیص المجموع نکات ذیل گوشزد میگردد:
اول. با یک عمل جراحی ساده ی حنجره ِ آن را از بیخ ختنه کنید و البته سور هم بدهید. دیم. نام فامیل خود را عوض کنید و بعد با خیال راحت خالی ببندید لااقل سقف ترک نرود تا ما یک لقمه ماستمان را بخوریم. سیم. از این طرفها پیدایتان نشود چون پول عمله و بنا را همراه با حنجره تان از حلقتان میکشیم بیرون. چارم. از روشهای خودکشی ارایه شده توسط ما استفاده مبذول به عمل آورید تا ما هم به زحمت نیافتیم و خرتان را نچسبیم. پینجم. مخلث کلام هم اینکه در اصرع وقت لینک به وبلاگمان بدهید تا ما بدانیم خالی نبستید و شما هم وبلاگ نویس تشریف دارین!!! نظر هم ندهید حوصله مان سر میرود!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:3 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 11:56 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 11:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید :
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :" صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ " و خودش ادامه می دهد که:" راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم : واقعاً مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ." " حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می شود. کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد."
دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که : " پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود لاجرم عالم کبودت می نمود " |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:21 توسط
|
|
||